|
دوباره انتظار چهار پای تپل و چابک را می کشم و پس از آن صدای تیزی که شاید من می فهمیدمش. شبها ساعت 9:00 قرارمان بود. تو چرت میزدی و با هم به آهنگ گوش می دادیم. به آهنگ زندگی... می دانستم که وقتی آهنگ " Nothing Else Matters" را می گذاشتم یواشکی بهم چشمک می زدی و خر خر می کردی. کاش آن شب نمیدیدمت. که فکت شکسته بود چشم چپت کور شده بود و صدای تیزت در نمی آمد... بگذار همه ی دنیا به احساس بین منو تو بخندند. آنها که نمی دانند تو بودی که مرا با ماه آشنا کردی . به من بگو از آنچه که بر تو گذشت. کدامین دست انسان انسانیت ندیده ایی تو را به این شکل در آورد فکر می کنی فقط تو می توانستی اشک مرا ببینی منهم آنروز اشکت را دیدم. که خداحافظی کردی و با فک دردناکت برای اینکه دلم را نشکنی شیر خوردی می دانی؟... آنروز پشت دود سیگارم مثل روزهای اول شده بودی... می دانم که دیگر نمی آیی خودت بودی که به من یاد دادی هیچ چیز تکرار شدنی نیست... دلم برای شبهای آرام با سمفونی خرخر هایت تنگ شده. ---------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: برای میشی عزیزترین گربه ی دنیا. پ.ن: کاش کمی خدا بودم. پ.ن: عکس میشی.
روی تاب زیر مهتاب باز میروم به خواب آسمان میشود دریای آب می کنم شنا رها..رها. ماه میگیرد مرا در آغوش خود آرام زمزمه می کند لا لا... من اما گریه می کنم های های. از ماه می پرسم باز آن نقطه ی دور که میگویند کجاست؟ ماه میبرد مرا آنجا باز خوابی در خواب شیرینی وای وای. تا می گشویم بازوان تا تنگ گیرم در آغوشت می چکد باران روی صورتم می شکند شیشه ی خیال محال آری من باز خواب بودم خواب! ______________________________________ پ.ن:دختری از دست میرود بیدارش کنید. پ.ن:قربانیان این حادثه می فهمند حرفم را.
میوه های کال دلم را نرسیده چیدی. به خانه ی قلبت بردی. اما فراموش کرده بودی که باید به آنها گرما ببخشی تا برسند... شکایتی ندارم و نداشتم. اما حداقل گاز زده آنها را دور نیانداز و نگو که " اینها از اول بدرد نخور بودند" ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: میوه هامو پس نده ، باشه!؟ پ.ن: شاید یه روز خورشید طلوع کرد!
|
About![]()
بنگ!
Home
|