تبليغاتX
~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

 

به رغم تصور عموم مونا ليزا اندازه ي حدود 79 در 55 سانتي متر دارد و حتي كوچكتر از پوسترهايي است كه در فوشگاههاي لوور و در جاهاي ديگر فروخته مي شود.مونا ليزا بروي قابي چوبي از جنس سپيدار نقاشي شده است و بر ديوار شمال غربي تالار ملل (در لوور) در پس جداره اي پنج سانتي متري از پلكسي گلاس اويزان است.فضاي اثيري و مه الود حاكم بر ان را به مهارت و استادي داوينچي در سفوماتو ، سبكي كه در ان اشكال درون يكديگر ناپديد مي شوند نسبت داده اند.

از زمان خانه كردنش در لوور، موناليزا- يا انطور كه فرانسوي ها مي گويند لاژكوند- دو بار به سرقت رفته است؛ در اخرين مرتبه ي ان در سال 1911 ، كه موناليزا از "بخش نفوذ ناپذير" لوور،‌ يعني تالار مربع (la salon carre ) ناپديد شد، پاريس ها در خيابان اشك ريختند و در روزنامه ها مقاله نوشتند و به دزدان التماس كردند تا نقاشي را بازگردانند.دو سال بعد از ان ، موناليزا را جاسازي شده داخل چمداني در يكي از هتل هاي فلورانس پيدا كردند.

مقام و منزلت موناليزا به عنوان مشهورترين اثر هنري در جها نه ارتباطي به لبخند اسرار اميزش دارد و نه به علت تفاسير مرموزي است كه تاريخدانان هنري و طرفداران توطئه ارائه داده اند ؛‌ بلكه موناليزا فقط به اين سبب مشهور شده است كه لئوناردو داوينچي ان را ناب ترين دستا وردش خوانده بود.هر بار كه به سفر مي رفت نقاشي را همراه مي برد و اگر دليلش را جويا مي شدند پاسخ مي داد كه جدايي از والاترين تعريف زيبايي زنانه دشوار است.به همين دليل بسياري از تاريخدانان هنري مي پنداشتند حرمتي كه داوينچي براي موناليزا قايل مي شد ارتباطي با مهارت هنري بكار رفته در ان نداشته است. في الواقع نقاشي به طرز حيرت اوري نمونه اي ساده از پرتره اي سفوماتو بود.بسياري ادعا مي كردند حرمتي كه داوينچي بر اين اثر قايل بوده،‌علت سخت متفاوت داشته است: پيامي پنهاني در لايه هاي رنگ!

موناليزا در حقيقت بدل به مشهوترين شوخي درون گروهي جهان شد.اين نقاشي را به عنوان كولاژي از ايهام و كنايه ي اميخته با شوخي در بسياري از كتاب هاي تاريخ هنري مي شناختند و خارق العاده اين كه هنوز توده اي از مزدم ان لبخند را اسرار اميز تلقي مي كردند.

پس زمينه ي اين نقاشي يكدست نيست و داوينچي افق چپ را بطور معناداري پايين تر از افق راست كسيده است.اين كار در واقع يك حقه ي كوچك است كه با پايين اوردن تصوير حومه ي شهر داوينچي باعث شده است موناليزا از سمت چپ به نظر بزرگتر بيايد تا از سمت راست. زيرا از نظر تاريخي مفاهيم زن و مزد داراي جهت بوده اند.سمت چپ مربوط به مونث و راست مربوط به مذكر مي شد و چون داوينچي يكي از بزرگترين طرفداران اصول مونث بوده است كاري كرده است كه مونا ليزا از سمت چپ با شكوه تر به نظر بيايد تا از سمت راست.ولي از جهتي ديگر داوينچي با توازن زن و مرد موافق بوده است. معتقد بوده است روح انسان از گمراهي نجات پيدا نمي كند مگر اينكه هر دو وجه مونث و مذكر را داشته باشد.

و اما بعضي ها اعتقاد دارند از انجا كه داوينچي فردي شوخ طبع بوده است،‌ موناليزا همان تصوير زنانه ي خودش است كه كشيده است.و تجزيه و تحليل كامپيوتري موناليزا و سلف پرتره ي داوينچي نقاط تناسب عجيبي را بين صورت هايشان تاييد مي كند.

و اما بعضي ها بر اين اعتقادند كه موناليزا به طرز زيركانه اي دوجنسي است و ادغام شده ي زن و مرد است. و اما داوينچي بوسيله ي سرنخي كه در نقاشي خود بجاي گذاشت دو جنسي بودن موناليزا را ثابت كرد : امون خداي مذكر باروري است و نمادش مردي با كله ي قوچ مانند و بي بند و باري جنسي اش و شاخ ها خميده اش كلمه ي امروزي horny  به معني حشري را باب كرده است.و همانطور كه انتظار مي رود همتاي امون ربه النوع باروري ايزيس نام داشته است.كه به نقش نگاشت هاي باستاني ان "ل ايزا"(lisa ) گفته مي شود.و هم اكنون اگر امون را در كنار "ل ايزا" قرار دهيم همچنين كلمه اي درست مي شود : "امون ل ايزا" .بي شك اين كلمه براي شما اشنا بنظر مي ايد. بله موناليزا!!

پس موناليزا نه تنها كه يك دو جنسي بوده است ،‌بلكه هم اسمش هم مقلوبي از اتحاد مقدس زن و مزد بوده است.و اين راز كوچك داوينچي و دليل لبخند مونا ليزاست...

 

"pain "

 

 

 (تصویر مونا لیزا در پست قبلی به نمایش گذاشته شده است برای دیدن انچه که در متن گفته شده است می توانید به ان تصویر مراجعه کنید.)

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت18:27توسط فلورا | |


لبخند مونا ليزا رو خيلي دوست دارم...

حالت چشماش منو به يه دنياي ديگه مي بره...از اينكه با وجود غم درون وجودش همچنان لبخندي رو مي زنه...منو به وجد مياره.

از نظر من...مونا ليزا مي خواد بگه كه قانون بشريت همين بوده و هست...كه غمهات رو درونت بريز و خودت رو جور ديگري جلوه بده..كه انگار مي خندي اما درونت...

مونا ليزا يه راز رو مي دونه...دقت كه كردم ديدم يه مقداري مرموزه...خيلي فكر كردم كه چي مي خواد بگه...اما...هنوز هم مجهوله!...خيلي ها يه چيزايي گفتن..حتي گفتن لئوناردو داوينچي اونو بيشتر از همه ي نقاشيهاش دوست داشته...به خاطر لبخندش...

بيشتر از اين نميگم اما دفعه ي بعد براتون بيشتر مي نويسم.

 

 

+نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت0:47توسط فلورا | |