تبليغاتX
~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

 

 

یک متن در باره ی مرگ مشکوک بتهوون نوشتم! خودم ترجمش کردم وقت زیاد نداشتم بد بود ببخشید!

 

وینا,استرالیا_ایا بتهوون* را کشتند؟یک پزشک اسیب شناسی وینی ادعا می کند که پزشک این اهنگساز او را کشته است! _ بطور دقیق خوراندن داروی اشتباه به همراه سرب موجب کشته شدن او شده است.

بقیه ی محققان متقاعد نشدند اما هیچ اختلاف نظری درباره ی این حقیقت نیست که می گوید:ان مرد اهنگساز یک مرد خیلی بیمار در سالهای قبل از مرگش بوده است.

(تا 1827)

تحقیق هایی که اخیرا انجام شده حاکی از بیمار بودن بتهوون از مسمویت وی توسط سرب است.در ابتدا لایه هایی از سم این فلز در موهای وی  و در دو سال قبل هم این لایه ها در تکه استخوان هایش پیدا شد.و این چنین کشف هایی به این مساله که مسمویت وی توسط سرب به مرگ زود هنگام او در سن 57 سالگی  ربط داشته است , قدرت بخشید.

اما یک متخصص وینی مسیحی بنام ریتر* ادعا می کند که پس از تحقیقات بسیار دقیق و سختش و بکار بردن سی اس ای که در واقع روشهایی برای تحقیق بروی تارهای موی وی بود توانسته است چیزهای جدیدی در این رابطه کشف کند.

او می گوید بررسی های او که در روزنامه ی بتهوون چاپ شد نمایانگر ان است که در ماه های پایانی عمر این نوازنده مقدار سرب  در مواقعی که توسط دکتر خود اندرس  واراش*  معاینه می شده و مایعی به درون شکم وی تزریق می شده است  بالا می رفته است.

این ماده ی کشنده به کبد بیمار بتهوون به تدریج نفوذ می کرده است و سرانجا او را کشته است.

ریتر که رئیس قسمت اموزشی -  قانونی و دارویی دانشگاه پزشکی وین است می گوید:"مرگ بتهوون ناشی از معالجات پزشک وی است."

 

درست بعد از یک کالبد شکافی بعد از مرگ این هنرمند در پایتخت استرالیا و در تاریخ 26 مارچ 1827 ,دکتر ها توانستند تصدیق کنند که بتهوون از یک بیماری کبدی به اندازه ی یک ورم شکم رنج می برده است.ریتر می گوید که در طی کوشش هایی که برای تسکین درد ان هنرمند شد , واراش بصورت مکرر حفره ی شکمی وی را سوراخ می کرده و سپس محل سوراخ شدگی را با بوسیله ی ضماد سرب سبک می چسبانده است.

 

با این وجود در ان زمان مسمویت به وسیله ی سرب شناخته شده بوده است.اما داروهایی که در معالجات بیماران به کار می رفته است ,به ان اندازه سمی نبوده که بتواند یک فرد سالم را از پای در اورد. اما ریتر می گوید :" انچه که واراش بوضوح نمی دانسته این بوده است که معالاجات وی بوسیله ی سرب برای یک کبد از قبل بیمار است و این ندانستن موجب از بین رفتن کامل کبد شده است."

 

حتی قبل از اینکه ورم پیشرفت کند,واراش در دفتر خاطرات خود نوشته است که برای شیوع ذات الریه بوسیله ی نمک و سرب مخلوط شده با ان ماه ها قبل از مرگ بتهوون استفاده کرده است.که محققان اعتقاد دارند که این همان مسمویت  با سرب است.

 

اما ریتر می گوید که انجام این عمل بصورت مکرر که بوسیله ی واراش صورت می گرفته است در هفته های قبل از مرگ بتهوون در وی اثر گذاشته و موجب مرگش شده است.

 

اما بررسی هایی که بروی موهای وی صورت گرفت وجود سرب زیاد را در راس تارهای موهایش نشان داد. ریتر گفت :در چهارمین دفعه از معالاجاتش 5 دسامبر 1826 و در 27 فبریه 1827 بتهوون در سند ها (دست نوشته) های خود نوشت که برای ورم خود توسط واراش معالجه می شده است.و هر وقت که شکم وی سوراخ می شده است,افزایش سرب در موههای وی مشاهده می شده!

 

و اینچنین درمانی, بقیه افرادی که در این رابطه تحقیق می کردند را گمراه می نمود.

 

 

بیل والش* یکی از این محققانی که در این زمینه فعالیت داشته و مقدار زیادی سرب از استخوان های بتهوون یافته است , می گوید:" اطلاعات نشان می دهند که بتهوون 111 روز قبل از مرگش به شدت در معرض سرب بوده که به احتمال زیاد سرب در هر کدام از داروهای وی بوسیله ی دکترش توصیه شده است." این تحقیقات دو سال پیش دلیل ناخوشی های بتهوون و سرانجام مرگ او بوسیله ی سرب را تایید کردند.اما امرگ او ربطی به واراش نداشته است!

 

 

والش گفت:"من عقیده دارم که مرگ بتهوون به خاطر داروهای حاوی سرب و مسمویت شدید وی بوده است."

و همچنین اضافه کرد که نمونه های گرفته شده از موی وی که مرکز سرب را نشان می دهد و ان هم بعد از این همه سال و نه ماه!  معمولا به اندازه ی نمونه های گرفته شده از استخوان ها معتبر نیست.با موها مواد خارجی دیگر هم ترکیب شده است مثل شامپو ها...مواد باقیمانده از طوفان ها...و...(منظور قبل و بعد از مرگ است) و همچنین غشایی که بروی موها قرار دارد, از خراب شدن جلوگیری می کند! من معتقدم که هنوز تحقیقات زیادی لازم است تا در مورد داروهایی که بتهوون قبل از مرگش استفاده کرده است بدانیم."

 

و بعضی از افراد برای وجود داشتن سرب حتی قبل از معالجات واراش می گویند که ممکن است به خاطر نوشیدن مشروب حاوی سرب باشد.و بعضی ها هم فکر می کنند که به خاطر نوشیدن مقداری اب معدنی حاوی سرب بالا بوده است.

 

ریتر می گوید:"ما هنوز دلیل اصلی و نهایی را نمی دانیم.اما او مرد بسیار مریضی در سالهای قبل از مرگش بوده است"

 

روزنامه ی بتهوون بوسیله ی مرکز استعدادهای درخشان در دانشگاه سن جوزف کالیفرنیا منتشر شد.

 

 

 

:* Beethoven

:* Reiter

 : *Wawruch

:* Bill Walsh

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت20:4توسط فلورا | |


امروز می خوام یک مقاله از تابلوی شام اخر و راز و رمز هاش براتون بنویسم:

در دنیای هنر، چند تابلو و مجسمه مشهور وجود دارد که ظاهراً بحث و تحقیق در مورد راز و رمز آن‌ها تمامی ندارد. آثاری که تبدیل به آیکون‌ها یا شمایل‌های اسطوره‌ای شده‌اند و هر کسی با کم‌ترین شناختی از تاریخ هنر، حداقل چندین بار نام آن‌ها را شنیده و تحت تاثیر هاله‌ی مقدسی که پیرامون آن‌ها وجود دارد، قرار گرفته است.

مسلما صحنه شام آخر در کلیسای سانتا ماریا دله گراتزیه (Santa Maria Delle Grazie ) شهر میلان، اثر لئوناردو داوینچی یکی از مشهورترین نقاشی‌های دیواری است که صدها کتاب و مقاله در مورد آن نوشته شده و بیش از آن‌که اکنون به عنوان یک اثر هنری نگریسته شود در چشم بسیاری به یک بت واره تبدیل شده است. اثری که به جز زیبایی‌های هنری، به عقیده بسیاری احتمالا حاوی پیام‌ها و یا راز و رمزهای دیگری نیز هست.

لئوناردو داوینچی، نقاش، طراح، مجسمه ساز، مهندس، معمار و شهرساز ایتالیایی در سال ۱۴۵۲ به دنیا آمد. او تصویر شام آخر را در فاصله سال‌های ۱۴۹۴ تا ۱۴۹۸ بر دیوار شمالی یکی از سالن‌های کلیسای سانتاماریا دله گراتزیه نقاشی کرد. در این اثر او به جای استفاده از تکنیک مرسوم فرسک یا نقاشی بر روی گچ مرطوب از تکنیک سکو (Secco) یا نقاشی بر روی گچ و اندود خشک استفاده کرده است.

شام آخر با ابعاد ۴ متر و ۶۰ سانتیمتر در ۸ متر و ۸۰ بزرگ‌ترین اثر این نقاش و در ضمن تنها نقاشی دیواری برجای مانده از اوست. لئوناردو برای این اثر یکی از دراماتیک‌ترین و نمایشی‌ترین لحظات داستان مسیح را انتخاب کرده است. لحظه‌ای که مسیح در جمع حواریانش اعلام می‌کند یکی از شما به من خیانت خواهد کرد و با ادای این جمله حرکت و جنبشی از سر حیرت، تعجب و اضطراب در میان یارانش ایجاد می‌شود. یکی از رموز ماندگاری این اثر، به تصویر کشیدن این جنبش درونی در این لحظه خاص است.

کلیسای سانتا ماریا دله گراتزیه در جنگ دوم جهانی و در جریان بمباران نیروهای آمریکایی و انگلیسی، آسیب‌های فراوان دید، اما نقاشی شام آخر از تخریب مصون ماند.

و اما داوینچی این طرح صورت حضرت عیسی و یهودا را از چه کسی گرفت؟

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو " شام اخر" دچار مشكل بزرگي شد. ميبايست " نيكي" را به شكل عيسي و " بدي" را به شكل يهودا ، از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند ، تصوير ميكرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي ارمانيش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي ، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهايي برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام اخر تقريبا تمام شده بود اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.

كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي اورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جستجو ، جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي ابي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نميفهميد چه خبر است به كليسا اوردند. دستياران سر پا نگهش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي ، گناه و خود پرستي كه به خوبي بر ان چهره نقش بسته بود نسخه برداري كرد.

وقتي كارش تمام شد گدا كه ديگر مستي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با اميزه اي از شگفتي و اندوه گفت، " من اين تابلو را قبلا ديده ام." داوينچي شگفت زده پرسيد:  كي؟گدا گفت : " سه سال قبل ، پيش از انكه همه چيزم را از دست بدهم، موقعي كه در يك گروه همسرايي اواز ميخواندم و زندگي رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!

و جمله ای است از طرف پائلو کوئیلو در این رابطه که براتون می نویسم:

 " نيكي و بدي يك چهره دارند، همه چيز به ان بسته است كه هر كدام چه موقع سر راه انسان قرار بگيرند"

 

و البته یک کشف اتفاقی در مورد این تابلو!

در هفته گذشته دوباره نام این اثر مطرح و فرضیات جدیدی در مورد آن ارائه شد. یک مححق شاخه انفورماتیک، با انجام مطالعاتی روی تصویر شام آخر، مدعی شد این نقاشی درون خود حاوی تصویر دیگری ا‌ست که تاکنون کسی متوجه وجود آن نشده است.

اسلاویسا پشی (Slavisa Pesci)، محقق آماتوری از اهالی شمال ایتالیا، اعلام کرد با آینه کردن یا معکوس کردن این نقاشی و قرار دادن دو تصویر روی یکدیگر و از تلاقی اشکال موجود، تصویر دو شخصیت ظاهر می‌شود که تاکنون کسی به آن‌‌ها توجه نکرده است: «یکی از این شخصیت‌ها زنی است در سمت چپ مسیح که کودک نوزادی در بغل دارد و دیگری شوالیه است صلیبی. همچنین در این نسخه جدید از شام آخر، یهودا از تصویر کنار می‌رود و عیسی لباس دیگری بر تن و جام شرابی مقابلش قرار دارد.»

در باره ی این تابلو همچنان تحقیق می شود چرا که هنوز هم عده ای به وجود داشتن یک راز در این تابلو عقیده دارند ...شاید هم یک راز بسیار بزرگ که خیلی چیزها را در جهان متحول خواهد کرد...

 

 

منابع:  http://radiozamaneh.org/ 

http://www.hozour.com/Hozour_Maktobatlist.asp

+نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت14:9توسط فلورا | |