|
دلم گرفته بود اومدم اینجا همینطوری نوشتم...نمی دونم چی از اب در اومده اما این مهمه که حرف دلم رو زدم.... می نویسم برای دلتنگی هایم... می نویسم برای انان که عاشقشانم...و می نویسم برای تو که عاشقت هستم... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای لحظه های گذشته ام....برای تک تک خاطرات شیرینم که چه زود از یاد رفتند... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای هوای سرد زمستانی ان روزگار که چه زیبا با لبخند تو گرم شد... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای ان خنده های شاد دوران کودکی....که چه واقعا شاد بودیم.... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای انجا که بدان تعلق داشتم...و از ان دور افتادم... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای ان لحظه هایی که برف و باران را واقعا حس می کردیم... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای ان لحظه هایی که گذر سال و ماه نگرانمان نمی کرد... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای شبهایی که بدون اشک سر بر بالین می گذاشتیم... می نویسم برای دلتنگی هایم... برای ان زمانی که تو پیشم بودی.... می نویسم از دلتنگی هایی که دلم را انقدر تنگ می کند که می ترسم روزی مهر انهایی که عاشقشان هستم هم در ان نگنجد...از ان دلتنگی هایی که جز اشک چاره ی دیگری ندارد...از ان دلتنگی هایی که باید هر شب در اغوش خدایت بگریی...و از ان دلتنگی هایی که واقعا معنای دلتنگی می دهد... که واقعا معنای دلتنگی می دهد... که واقعا معنای دلتنگی می دهد... که واقعا معنای دلتنگی می دهد... ...
|
About![]()
بنگ!
Home
|