شکستن من...
وقتی که من شکستم... کسی در کنارم نبود . حتی کسانی که می گفتند از خون من هستند. وقتی صدای شکستنم داشت گوش مردم را کر می کرد... همگی دیوانه وار قهقه زدند. گویی که انسانی در ان حوالی در حال شکستن نبود! هنگامی که خرده شکسته هایم بروی ان زمین سرد ریخت... همگی از رویشان رد شدند، و بجای مرحم خردترشان کردند. دست مهربان بزرگی ان خرده ها را جمع کرد. بهم فشار داد. انقدر که نفسم بند امد اما... گرمای عجیبی در وجودم می جوشید. من دوباره شکل گرفتم اما... تمام ترکها هنوز روی وجودم خودنمایی می کرد. خودت می دانی... منهم می دانم... حتی دیگر دستهای مهربان تو هم نمی توانند مرا دوباره از نو بسازند...
وقتی که من شکستم...
کسی در کنارم نبود .
حتی کسانی که می گفتند از خون من هستند.
وقتی صدای شکستنم داشت گوش مردم را کر می کرد...
همگی دیوانه وار قهقه زدند.
گویی که انسانی در ان حوالی در حال شکستن نبود!
هنگامی که خرده شکسته هایم بروی ان زمین سرد ریخت...
همگی از رویشان رد شدند، و بجای مرحم خردترشان کردند.
دست مهربان بزرگی ان خرده ها را جمع کرد.
بهم فشار داد.
انقدر که نفسم بند امد اما...
گرمای عجیبی در وجودم می جوشید.
من دوباره شکل گرفتم اما...
تمام ترکها هنوز روی وجودم خودنمایی می کرد.
خودت می دانی...
منهم می دانم...
حتی دیگر دستهای مهربان تو هم نمی توانند مرا دوباره از نو بسازند...
+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت23:23توسط فلورا | |
بنگ! زندگی شروع شد.بنگ!زندگی تموم شد.احمقانه اس نه!؟
~دانیال~ ~نفیسه~ ~یاسمن~ ~دانیال 2~ ~یاوه نگار~ ~شادی~ ~Dark~ ~My Paradise ~ ~یک قوری حرف دم نکشیده~ ~نگار~ ~برهنگی های من~ ~سمفونی استفراغ~ ~جمجمه ~ ~Loco~ ~هیچکس 2 ~ ~مریم~ ~کچل شماره یک~ ~پدر خوانده~ ~هرزه نویسی های پسرک~ ~ملکه الدوله~ ~لحظه های نارنجی~ ~No-one ~ ~The black black girlS ~ ~Hunter ~ ~دایی جان وحید~ ~برخاسته از خاک~ ~ JesUs teaRs~ ~ کلوپاترا ملکه ی غار نشین روانی~ ~ This is me ~ ~ قار قار تنهایی~ ~ Emotional~ ~ بادهای بنفش تیره~ ~تب زده~ ~ ابلیس~ ~ دو قدم تا باران ~ ~ تعمیر سکوت~ طراح قالب کاربران آنلاین: بازديدها : nastaran-1368