تبليغاتX
~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

~ درون یخ زده ی من...!؟ ~


روی تاب

زیر مهتاب

باز میروم به خواب

آسمان میشود

دریای آب

می کنم شنا

رها..رها.

ماه میگیرد مرا در آغوش خود

آرام زمزمه می کند

لا لا...

من اما گریه می کنم

های های.

از ماه می پرسم باز

آن نقطه ی دور که میگویند

کجاست؟

ماه میبرد مرا

آنجا

باز خوابی

در خواب شیرینی

وای وای.

تا می گشویم بازوان

تا تنگ گیرم در آغوشت

می چکد باران روی صورتم

می شکند شیشه ی خیال محال

آری

من باز خواب بودم

خواب!

______________________________________

پ.ن:دختری از دست میرود بیدارش کنید.

پ.ن:قربانیان این حادثه می فهمند حرفم را.

پ.ن: شاعرش خودمم.


+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت0:23توسط فلورا | |