تبليغاتX
~ درون یخ زده ی من...!؟ ~

~ درون یخ زده ی من...!؟ ~


حقیقت ها از دهان تو

نرسیده به گوش من زهر شدند.

مانند عموی هملت

زهر را به گوشم ریختی

و قلبم را بی دفاع در قفس تنگ سینه ام

با اسید زهرت تکه تکه کردی...

پس از آن شب

هر چقدر تکه ها را بالا می آورم

اما

اسید حرفها و خاطراتت مانند قدرتی جاودانه و شکست ناپذیر

همچنان مرا در خود حل می کند,

هر روز...

هر ساعت...

هر دقیقه...

گفته بودم روزی ناپدید خواهم شد.

____________________________________

پ.ن: I'm back. ( من برگشتم)

پ.ن: قبل از آنکه ترکم کنی, ترکت کردم.



+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت16:58توسط فلورا | |